عادّی مذاکره بازیکن استقلال جابر انصاری

عادّی: مذاکره بازیکن استقلال جابر انصاری نقل و انتقالات باشگاه استقلال پرسپولیس بازیکنان تیم

گت بلاگز اخبار حوادث 5سکه ای را به5000تغییر داد ، زن زرنگ،دست هوویش را رو کرد، و مهریه&quot

همسرموقت مرد ثروتمند که بعد ازمرگ شوهرش، جهت تصاحب ثروت هنگفت او نقشه ماهرانه‌ای کشیده بود، با کارآگاه بازی هوویش که ازامریکا راهی پایتخت کشور عزیزمان ایران شده

زن زرنگ،دست هوویش را رو کرد/ هوو در عقدنامه،کلمه"موقت" را به"دائم"و مهریه"5سکه ای را به5000تغییر داد

عبارات مهم : ایران

همسرموقت مرد ثروتمند که بعد ازمرگ شوهرش، جهت تصاحب ثروت هنگفت او نقشه ماهرانه ای کشیده بود، با کارآگاه بازی هوویش که ازامریکا راهی پایتخت کشور عزیزمان ایران شده است بود ناکام ماند.

به گزارش ایران؛ در میان همهمه زن و شوهرهایی که جهت پیگیری به پرونده های خانوادگی ارزش به شعبه 273 مراجعه کرده بودند، زنی سالخورده به چشم می خورد که لباس های شیک و مرتبی بر تن داشت. او به همراه سه نفر از فرزندانش و وکیل خانوادگی ارزش به دادگاه خانواده آمده بود. در کنار آنها زن میانسالی هم ایستاده بود که لباس سرتاسر سیاه پوشیده و قاب تصویر یک مرد سالخورده را هم در دست داشت.

هنگامی که این دو زن و وکلایشان وارد دادگاه شدند، قاضی «محمدرضا نیک صفت» پرونده ای قطور را باز کرد که روی جلد آن نوشته شده است بود:«دادخواست اثبات زوجیت». این دادخواست 18 ماه پیش به وسیله «فرنگیس» همسر موقت مرد ثروتمند به دادگاه ارائه شده است بود. بعد از ورود طرفین پرونده به محکمه، قاضی رو به زن سیاهپوش گفت:«خانم فرنگیس؛ ادعای شما راجع به ازدواج دائمی با مرحوم اسدالله از طرف کارشناسان دادگستری رد شده است است و در عین حال هیچ سند معتبری هم وجود ندارد که نشان دهد شما به عقد دائمی مرد فوت شده است درآمده و 5000 سکه طلا مهریه تان بوده است.زن سیاهپوش همانطور که قاب تصویر شوهر مرحومش را دردست داشت، جواب داد:«در چند سال آخر زندگی مرحوم حاج اسدالله، همسر، پرستار، مونس و همدمش بودم. در حالی که همسر اولش در ویلای ساحلی ارزش در کالیفرنیا خوش می گذراند.

5سکه ای را به5000تغییر داد ، زن زرنگ،دست هوویش را رو کرد، و مهریه&quot

در این چند سال جهت آنکه مسئله شرعی نداشته باشیم به عقد موقت ایشان درآمدم و چون همسر خیلی خوبی برایش بودم با رضایت خودش مرا به محضر برد و صیغه عقد دائمی خواند. حالا دو مردی را که شاهد عقدمان بوده اند به اینجا آورده ام. تا…»همان موقع زن 75 ساله که همراه سه نفر از فرزندانش به دادگاه آمده بود حرف زن سیاهپوش را قطع کرد و گفت: «آقای قاضی این زن دروغ می گوید. این دو شاهد همراهش هم آبدارچی دفترخانه و نگهبان ساختمانی هستند که عقد قلابی در آن منعقد شده است هست. چند ماه است که پیگیر این ماجرا هستیم و بعد از تحقیقات فراوان به این نتیجه رسیده ایم که اصلاً عقدی واقعی در کار نبوده و تخلف آن سردفتر هم در انجام عقد قلابی محرز شده است هست. وکیلم اسناد مربوط به محکومیت این سردفتر ازدواج را خدمتتان ارائه می کند…»

در آن لحظه فرنگیس درحالی که انگار آب سردی روی صورتش ریخته باشند، در خودش فرو رفت و صدای همهمه دادگاه را نشنید. آشنایی او با اسدالله که مرد بازاری ثروتمندی بود به شش سال قبل باز می گشت. در آن روزها به دنبال کار جهت پسر جوانش بود که به سفارش یک آشنا به حجره بازاری سالخورده رسید. میرزا اسدالله، پسر فرنگیس را به حجره دوستش معرفی کرد و هنگامی که قصه گرفتاری های مالی این زن میانسال را شنید او را به صندوق قرض الحسنه ای در بازار پایتخت کشور عزیزمان ایران معرفی کرد و بعد هم ناچار شد خودش ضامن وام 5 میلیونی فرنگیس شود.

همسرموقت مرد ثروتمند که بعد ازمرگ شوهرش، جهت تصاحب ثروت هنگفت او نقشه ماهرانه‌ای کشیده بود، با کارآگاه بازی هوویش که ازامریکا راهی پایتخت کشور عزیزمان ایران شده

با این حال فرنگیس باز هم به سراغ مرد نیکوکار رفت و از او کمک خواست تا در تهیه جهیزیه خواهرش کمکش کند. این بار میرزا اسدالله ضمن کمک مالی به فرنگیس پیشنهاد کرد به عنوان خدمتکار، کارهای منزل اش را انجام دهد و دستمزدی دریافت کند. بدهید ترتیب فرنگیس با پختن غذاهای متنوع رژیمی و نظافت منزل اسدالله در دلش جا باز کرد. تا اینکه یک روزبرفی درخیابان زمین خورد و به خاطر شکستن پایش منزل نشین شد. از آنجا که همسرش در خارج از کشور به سر می برد قرار شد فرنگیس شبانه روز در کنار میرزا بماند و دستمزدی دریافت کند.

همین اتفاق بهانه ای جهت آشنایی زیاد فرنگیس و میرزا اسدالله شد و آخر مرد سالخورده که دلبسته این زن شده است بود، به فرنگیس پیشنهاد ازدواج موقت داد. ولی چند ماه بعد فرزند های میرزا از این عنوان خبردار شدند و بعد از دعوای مفصلی با آنها، فرنگیس را از منزل بیرون انداختند. با این حال، میرزا آپارتمانی جهت فرنگیس خرید و به رابطه اش با او ادامه داد. این رابطه تا سکته قلبی میرزا و خوابیدن شدنش در بیمارستان ادامه داشت و آخر با حضور همه فرزندان و نوه ها بر بالین میرزا اسدالله، او چشم از زندگی فروبست.

چند روز بعد از مراسم چهلم درگذشتش، فرنگیس دادخواستی به دادگاه خانواده ارائه کرد و در ادعا نامه خود نوشت؛ چند ماه قبل از فوت شوهرم در یک دفترخانه با مهریه 5000 سکه ای طلا به عقد دائمی اسدالله درآمده و از آنجا که قرار بوده سند نکاحیه بعد از ارائه مدارک سجلی دو طرف در دفترخانه ثبت شود، به سند عادی دستنویس اکتفا شد ولی سکته میرزا و خوابیدن شدنش در بیمارستان مانع ثبت رسمی عقدمان شد. با این حال قاضی دادگاه با توجه به نقص مدارک، رأی نهایی را صادر نکرد. آخر طی مدت 18 ماه گذشته همسر میرزا اسدالله از امریکا به پایتخت کشور عزیزمان ایران برگشت تا خلاف بودن ادعای فرنگیس را ثابت کند.

5سکه ای را به5000تغییر داد ، زن زرنگ،دست هوویش را رو کرد، و مهریه&quot

او جدا از آنکه وکلای متعددی جهت تقسیم ارثیه بجا مانده از شوهر و اداره حجره های او در بازار پایتخت کشور عزیزمان ایران استخدام کرد، وکیل مجربی هم استخدام کرد تا بتواند ادعای ازدواج فرنگیس با شوهرش را بررسی کند.

با این حال خودش نیز به تحقیق راجع به خانواده فرنگیس پرداخت و خبردار شد سردفتری که ازدواج موقت شوهرش و فرنگیس را ثبت کرده نسبت فامیلی با این زن دارد.هنگامی که زن عقدی مرد ثروتمند و فرزندانش به همراه فرنگیس و وکلا در دادگاه حضور داشتند، قاضی مشغول بررسی پرونده بود که بعد از چند لحظه رو به فرنگیس کرد و گفت:«بر اساس مدارکی که همسراول آن مرحوم و وکیل خانوادگی ارزش ارائه داده اند سردفتری که شما و همسر فوت شده است تان را به عقد هم درآورده هم اکنون در زندان به سر می برد و با توجه به اینکه در دفاتر مخصوص دفترخانه مورد نظر هیچ سندی راجع به عقد شما ثبت نشده، قرارداد دستنویس شما باید جهت بررسی زیاد در اختیار کارشناسان خط قرار گیرد تا رأی نهایی صادر شود.»

همسرموقت مرد ثروتمند که بعد ازمرگ شوهرش، جهت تصاحب ثروت هنگفت او نقشه ماهرانه‌ای کشیده بود، با کارآگاه بازی هوویش که ازامریکا راهی پایتخت کشور عزیزمان ایران شده

با آخر جلسه دادرسی، فرنگیس تلاش کرد قاضی را متقاعد کند که همسر عقدی میرزای بازاری هست. ولی قاضی هر دو طرف را به بیرون راهنمایی کرد. تا اینکه چند روز بعد کارشناسان، دستخط سردفتر زندانی را تأیید کردند.آنها امضای هر دو طرف را نیز صحیح دانستند، ولی اعلام کردند به شیوه ماهرانه ای عبارت «عقد موقت» به «عقد دائمی» جعل شده است و عدد «5 سکه» به «5000 سکه» عوض کردن پیدا کرده است.

5سکه ای را به5000تغییر داد ، زن زرنگ،دست هوویش را رو کرد، و مهریه&quot

واژه های کلیدی: ایران | ازدواج | دادگاه | سالخورده | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs